زخم بستر

 

              زخم بستر(زخم فشاری) حالتی است که در اثر خون رسانی ناکافی و یا قطع خونرسانی در مناطقی از پوست که به دلیل عدم تحرک در معرض فشار طولانی و یکنواخت هستند و در نتیجه آسیب دیدن  این سلول هابه وجود می آید.

در آغاز زخم بستر ممکن است فقط به صورت یک لکه قرمز پوستی باشد و اگر این لکه پوستی از فشار بیشتر محافظت نگردد ، قرمزی سریعاً به تاول و زخم  باز تبدیل می گردد، به طوری که در موارد شدید، ممکن است کل ضخامت پوستی را درگیر ساخته و با ایجاد یک زخم عمیق پوستی عضلات یا استخوان ها نمایان شوند.

 عضلات نسبت به پوست بیشتر در معرض صدمات ناشی از فشار بر پوست می باشند. این بدین معنا است که صدمه خفیف پوستی ممکن است یک صدمه شدید عضلانی را زیر خود مخفی نماید.

اگر چه فشار مداوم بر پوست شایعترین علت زخم بستر است ولی زخم بستر  دلایل دیگری هم دارد که عبارتند از :

1-  نیروهای برنده و مالشی: نیروهای برنده و مالشی باعث کشیدگی پوست و گرفتگی در جریان خون پوستی می گردد و نهایتاً منجر به گردش خون ضعیف پوستی می گردد. در یک فرد بستری در تختخواب به علت کشیده شدن برروی تخت این نیروهای برنده و مالشی باعث تخریب پوستی می شود. این شرایط هنگامی که سرتخت بیش از 30 درجه بالا بیاید نیز رخ می دهد.این فشارها بیشتر بر نواحی تحتانی کمر و انتهای بدن اعمال می گردد.

2- رطوبت : رطوبت ناشی از تعریق ، ادرار و مدفوع پوست را نازک و مستعد صدمات ناشی از فشار می نماید. به این علت، افرادی که مبتلا به بی اختیاری هستند مستعد زخم بستر پیشرونده می باشند.

مناطقی از بدن که بیشتر در معرض ابتلا به زخم فشاری هستند عبارتند از:

1- در بیماران بستری در تخت، به طور شایع در لگن، ستون مهره ها، قسمت تحتانی کمر، شانه ها، آرنج و سرین ها

2- در بیمارانی که از ویلچر استفاده می کنند، در پائین کمر،کفل و پاها  .

 زخم بستر در موارد زیر بیشتر دیده می شود:

-  افراد مبتلا به فلج عضلانی، بیماران بستری در دوران نقاهت طولانی بعد از جراحی، افراد بستری طولانی مدت در بخش مراقبت های ویژه، بیماران مبتلا به سکته یا مشکل عصبی نظیر مولتیپل اسکروزیس(MS) و...

کاهش حس : در کسانی که به صدمات طناب نخاعی و دیگر مشکلات عصبی منجر به کاهش حس درد مبتلا هستند.در این بیماران جریان خون پوستی حتی قبل از فشار پوستی مختل می باشد. فرد مبتلا به کم خونی در معرض خطر ابتلا به زخم بستر می باشد و حتی در صورت سالم بودن جریان خون پوست قادر به حمل اکسیژن کافی به سلولهای پوستی نمی باشد.

-  سوء تغذیه : در افرادی که روزانه به میزان کافی پروتئین ، ویتامین C  و E ، کلسیم و روی دریافت نمی کنند احتمال زخم بستر بیشتر است.

-  سن: در سنین بالاتر از 85 سال به علت کاهش لایه چربی و نازک شدن پوست، احتمال ابتلا به زخم بستر بیشتر می شود.

علائم

زخم بستر با توجه به صدمات پوستی به چهار درجه تقسیم بندی می شود.

مرحله یک : در افراد سفید پوست یا رنگ پریده یک لکه قرمز پوستی ایجاد می گردد که با فشار انگشت محو نمی شود. در افراد با پوست تیره تر لکه پوستی ممکن است قرمز، ارغوانی یا آبی باشد. پوست ممکن است دردناک یا خارش دار شود و یا به نظر گرم ، سرد یا سفت برسد.

مرحله دو : در این مرحله تاول، زخم یا بریدگی هایی در ضخامت پوست ایجاد می شوند. مناطق اطراف آن قرمز ارغوانی و همراه با کمی تورم می باشند.

مرحله سوم : زخم ها عمیق تر بوده و به بافت نرم تهاجم می نمایند.

مرحله چهارم  : زخم با توجه به منطقه درگیری، به استخوان ، عضلات ، تاندون یا مفاصل تهاجم می نماید.

توجه داشته باشيد كه زخم بستر مانند كوه يخ است يعتي بافتهاي زيرين بيشتر از آنجه به نظر مي رسد درگير شده اند .
         زخم بستر هدف اولیه برای باکتری می باشد، بنابراین در معرض عفونت قرار دارد، به خصوص هنگامی که زخم با مدفوع یا ادرار فرد بیمار مبتلا بی اختیاری در تماس باشد.

 

علائم عفونت زخم بستر

1-  خروج چرک از زخم بستر

2-  بوی نامطبوع زخم

3-  احساس درد

4-  گرمی و افزایش قرمزی در پوست اطراف زخم

5-  تب

 تشخیص عفونت زخم بستر

         اکثراً تشخیص بیماری از طریق معاینه پوست به صورت بررسی بروز علائم عفونت در زخم بستر، تست های تشخیصی جهت تعیین تهاجم به عفونت به بافت های نرم ، استخوان ها ، جریان خون و دیگر نقاط ضروری، صورت می گیرد.

         این آزمایش ها شامل آزمایش خون ، بررسی آزمایشگاهی بافت در ترشحات زخم بستر و تست های رادیولوژیک جهت تشخیص عفونت استخوان می باشند.

  سیر مورد انتظار بیماری 

         فاکتورهای زیادی سیر بیماری را تحت تأثیر قرار می دهند.این فاکتورها عبارتند از: شدت زخم، نوع درمان، سن بیمار، حال عمومی بیمار ، وضعیت تغذیه و توانایی حرکت بیمار.

         برای مثال در یک فرد پیر نسبتاً سالم ، با وضعیت تغذیه مناسب و دارای توانایی حرکت احتمال بهبود زخم بستر مرحله 2 در مدت 6-1 هفته زیاد است.

         زخم های عمیق درجه 2 تا درجه 4 بعد از 6 هفته تا 3 ماه بهبود می یابند. 30% از زخم های درجه 2 ، 50 % از زخم های مرحله 3 و 70 % از زخم های مرحله 4 برای بهبود به زمانی بیشتر از 6 ماه نیازمند می باشند.

عوارض

زخم بستر در صورت عدم رسیدگی و پیشرفت می تواند منجر به عوارض طبی شدیدی نظیر عفونت خونی(سپتی سمی) و استخوان، التهاب عفونی مفاصل و کارسینوما شود .

 

    پیشگیری

         متخصصین سلامتی معتقدند که 50 درصد از زخم های بستر از طریق کاهش فشار موجود در پوست و صدمات پوستی قابل پیشگیری می باشند. روش های پیشگیری از زخم بستر در افراد غیر متحرک عبارتند از:

-   کاهش فشارهای پوستی:

           وضعیت بدن فرد بستری در تخت یا نشسته بر صندلی را هر دو ساعت تغییر دهید. برای بالا بردن بازوها، پاها ،کفل ها و لگن از بالش استفاده نمایید. برای کاهش فشار به کمر و نواحی تحتانی از تشک های آبی یا مرتعش( مواج )استفاده نمایید.

کاهش نیروهای برنده و مالشی :

         از کشیده شدن بیمار برروی تخت جلوگیری نمایید تا برای مدتی بدن خود را بلند کرده و از تخت جدا نماید . تخت را از ذرات ریز تحریک کننده پوست تمییز نماید و سر تخت را بیش از 30 درجه بلند نکنید. بالشتک هایی را از زیر آرنج بیمار قرار دهید تا فشارها مالشی بر آرنج کاهش یابد. بیمار را به ملایمت بشویید و از خاراندن و محکم شستن پوست خودداری نمایید.

-  بررسی روزانه پوست فرد بیمار

-  پوست بیمار را با مواد شیمیایی تحریک نکنید.

-  از مصرف ضد عفونی کننده  های محرک، پراکسید هیدروژن ، محلول های اسیدی و مواد شیمیایی دیگر در تمییز کردن پوست بیمار پرهیز نمایید.

-  تشویق بیمار به خوردن مواد غذایی : رژیم غذایی باید شامل انرژی کافی ، پروتئین ، کلسیم ، روی، ویتامین C  و E  باشد.

-  تشویق بیمار به نرمش های روزانه : ورزش از طریق افزایش جریان خون روند بهبود زخم را تسریع می نماید. در بیماران بستری در تخت می توان نرمش های کششی و ایزومتریک را توصیه نمود.

-  تمیز و خشک نگاه داشتن پوست بیمار: پوست بیمار را با سرم فیزیولوژیک تمیز نمایید و سپس آن را کاملاً خشک نمایید.

- ملافه تشك نبايد خيس باشد . نبايد سر باشد تا مريض روي آن سر بخورد . زيرا باعث اصطكاك پوست و آسيب آن مي شود . نبايد چروك باشد .
- كنترل مداوم نواحي تحت فشار از نظر حرارت و خونرساني بافت با لمس ناحيه . محل نباي داغ باشد . اگر انگشت خود را روي آن كمي فشار داديد و بر داشتيد بايد سريع صورتي شود . 
- ماساژ مداوم نواحي تحت فشار .
- استفاده از تشك هاي هوا كه فشار را يك نقطه متمركز نمي كنند .

 درمان

         درمان وابسته به مرحله زخم بستر می باشد.

 براي زخم درجه 1 جابجا كردن مداوم بيمار و ماساژ ناحيه به طور مداوم و نخوابيدن بيمار به روي زخم بستر . و اجرائ تمام موارد ذكر شده در پيشگيري .
براي زخم درجه 2 : مانند زخم درجه 1 . البته در مورد ماساژ بهتر است انجام نشود تا عفونت با دست درمانگر وارد زخم نگردد .

زخم درجه 3 و 4 : نياز به دبريدمان ( برداشتن بافت مرده دارد ) اين كار در زمان قديم با دو روش انجام مي شده: 1. با استفاده از چاقو بافت مرده را مي بريدند و پانسمان ميكردند . كه امروزه در موارد بسيار پيشرفته زخم درجه 4 در اتاق عمل انجام مي شود .
2 .با استفاده از آب و صابون زخم را بافشار ميشستند و با بتادين و نرمال سالين ( سرم نمكي ) آن را ماساژ مي دادند . كه امروزه به هيچ وجه پذيرفته نيست . زيرا بتادين و آب و صابون بافت مرده و زنده جديد را با هم از بين مي برند . پس زخم خوب نمي شود .معايب روشهاي پانسمان متداول که شامل پانسمان همراه بتادين، سرمهاي شست‌وشو، پماد و کپسول‌هاي آنتي بيوتيک است، این است که  اين روش ها نه تنها موجب درمان زخم بستر نمي‌شود بلکه طول درمان بيمار را به تعويق انداخته و بر اثر عفوني شدن زخم و سپتسمي ممکن است منجر به فوت بيمار  شود. 

امروزه :
1: استفاده از پانسمان هاي آماده به نام كامفيل يا پماد اليز كه گرانند اما بيشتر از قيمتشان ميارزند .
اين دارو ها بافت هاي مرده را با انجام عملي شيميايي بر ميدارند اما به ساخت بافت زنده نيز كمك مي كنند .
پانسمان كامفيل را تنها بايد زماني برداشت كه تغير رنگ دهند يا خود از بافت جدا شوند .
اين درمان براي زخم درجه 2 هم كاربرد خوبي دارد .

مهمترين کارکرد پانسمان‌هاي جديد که مشتمل بر محصولات هارت من، جانسون و کام فيل است نرم کردن بافتهاي نکروتيک شده است که مراقبت و دبريد Dbrid (برداشتن نسج مرده) را به راحتي امکان‌پذير مي‌كند و از مرگ بيمار جلوگيري مي‌كند.

از مزاياي بهره گیری از اين پانسمانها این است که: علاوه بر اينکه طرز استفاده از اين پانسمانها بسيار راحت و ساده است، باعث صرفه‌جويي در وقت بيمار و پرستار، عدم احساس درد توسط بيمار هنگام تعويض پانسمان شده و سوزش و درد زخم نيز کاملا برطرف مي شود.

  با ايجاد محيط مرطوبي که اينگونه پانسمانها در موضع زخم شده ايجاد مي‌کند، تشکيل بافت جديد را تقويت و تسريع بخشيده و از خشک شدن آن جلوگيري مي‌کند و نیز باعث جذب‌ ترشحات عفوني زخم بستر بيمار به پانسمان مي شود.


همچنین از آنجا که اين پانسمانها به سطح زخم نمي‌چسبند تعويض پانسمان به راحتي صورت مي گيرد و بافت جديدي که در حال شکل‌گيري است آسيبي نمي‌بيند که اين فرآيند باعث پر شدن سريع زخم توسط بافتهاي گرانوله و جديد مي‌شود.



2: استفاده از لارو حشره روي زخم كه چند روزي زير پانسمان مي ماند و بافت مرده را مي خورد و با بزاقش به ساخت بافت زنده كمك مي كند . اين درمان بهترين روش درماني ست كه براي ديگر زخم ها نيز استفاده ميشود . و زخم هاي چندين ساله غير قابل درمان را بهبود داده است . اين روش به تازگي وارد ايران هم شده و از نظر مراجع پزشكي قابل تائيد است .

درمورد بيماران قطع نخاعي برخي خريد پماد اليز را بهتر از كامفيل ميدانند . بخصوص آقايان . زيرا آنها دچار زخم ناحيه تناسلي هم ميشوند كه نمي توان از كامفيل براي آن استفاده كرد .

3. در مان ديگر استفاده از پودر طلاست كه قديم به اين صورت بوده ولي امروزه از كرم هايي كه تركيب طلا دارند استفاده مي شود و بسيار گرانند و در ايران هم يافت نمي شود .

 

 

 

  

سالمندان، افزایش جمعیت و مسائل پیش رو

 

 

سالمندی مرحله ای از مراحل چندگانه زندگی آدمی و در حقیقت آخرین دانه از تسبیح عمر آدمی است که اندیشمندان از آن به عنوان دوران آسایش و آرامش یاد می کنند، دورانی که آدمی پس از گذر از مراحل سخت و تحمل رنج فراوان، خود را آماده می کند تا حاصل دست رنج خویش را در بوستان زندگی برداشت کند، ولی آیا در جوامعی مانند جامعه ایرانی، می توان از این دوران به عنوان دوران آرامش یاد نمود؟ و آیا تمهیدات لازم برای گذران هرچه بهتر این دوران اندیشیده شده است؟

         برای پاسخ به این پرسش ها بایستی به این نکته اساسی توجه داشت که هرچند سالمندی به معنای بیماری نبوده و لاجرم فرد سالمند، بیمار نیست ولی حقیقت آن است که شیوع و بار بیماری ها در سالمندان بیشتر از بقیه گروه های سنی است، چنان که در تایید این مدعا می توان به فراوانی بالای بیماری هایی نظیر فشار خون ، بیماریهای قلبی ، سکته ، دیابت ، سرطان ، بیماری های تنفسی ، بی اختیاری ادرار ، کاهش قدرت بینایی و شنوایی ، ضعف ها و دردهای استخوانی- عضلانی و اختلالات روانی در سالمندان اشاره نمود و در نتیجه، توجه جدی و ویژه سیاست گزاران، به این قشر را می طلبد.

        بنابر این آنچه به عنوان روند رو به تزاید جمعیت سالمندان بیان می شود به خودی خود اهمیت چندانی ندارد ، بلکه آنچه مهم است تبعات و پیامدهایی است که این افزایش ، بر ابعاد مختلف اجتماعی ، اقتصادی و بویژه بهداشتی و درمانی می گذارد.

سالخوردگی جمعیت به چه معنا است؟

بر اساس تعریف سازمان جهانی بهداشت، کشورهایی از نظر جمعیتی سالخورده  تلقی می شوند که نسبت سالمندان در آن کشورها مساوییا بیشتر از 7 درصد کل جمعیت آنها باشد.

نگاهی به روند افزایش جمعیت سالمندان در ایران و جهان :

با افزایش شاخص امید به زندگی، جمعیت سالمندان در ایران و جهان رو به افزایش بوده و به عنوان یک فاکتور مهم و تاثیرگذار بر نظام اجتماعی و اقتصادی جوامع مطرح می باشد.

مروری بر آمار سالمندان در ایران و جهان گویای این حقیقت است که رشد جمعیت سالمندان در جهان به گونه ای است که در سالیان آتی بویژه کشورهای در حال توسعه با معضلی به نام" انفجار جمعیت سالمندان" روبرو خواهند شد، به طوری که اگر در سال 1950 در کل جهان 200 میلیون سالمند زندگی می کردند ولی  امروزه بیش از 600 میلیون نفر از جمعیت جهان را افراد بالای شصت سال تشکیل می دهند و بر اساس پیش بینی ها این رقم تا سال 2020 به یک میلیارد نفر و تا سال 2050 به بالای 970/1میلیارد نفر خواهد رسید و پیش بینی می شود که در این سال برای اولین بار در طول تاریخ بشر تعداد افراد بالای 60 سال با تعداد کودکان برابری خواهد داشت.

همسو و همراستا با جهان، ایران نیز از این سیر تغییرات جمعیتی بی نصیب نمانده و به مدد افزایش شاخص های بهداشتی و درمانی، اقتصادی و اجتماعی هم اینک شاخص امید به زندگی در کشور به 74 سال رسیده و پیش بینی می شود که جمعیت بالای 60سال ایران در سال 2021 به بیش از 10 درصد جمعیت کل کشور و در سال 2050 به بیش از 20 درصد این جمعیت  بالغ شود.

نگاهی به روند افزایش جمعیت سالمندی در ایران در سالیان اخیر نشانگر این مطلب است که در حالی که در سال 1335 ایرانیان بالای 60 سال تنها 2/3 درصد جمعیت کشور را تشکیل می دادند، در آخرین سرشماری صورت گرفته در سال 1385 به بیش از 29/7 درصد جمعیت کشوربالغ شده  و پیش بینی می شود که تا سال 1400 نزدیک به 5/10 درصد از جمعیت کشور را این گروه سنی تشکیل خواهند داد.

بر اساس نتایج این سرشماری ها سن میانه جمعیت ایران در سال 1345 معادل 8/16 سال بوده و این رقم در سال 1385 به 1/24 سال افزایش یافته و بر اساس برآوردها تا سال 1400 به 2/32 سال خواهد رسید، یعنی در طی 40 سال اخیر جمعیت ایران 3/7 سال پیرتر شده و تا سال 1400جمعیت ایران 4/15 سال پیرتر خواهد شد.

همچنین بر اساس سرشماری سال 1385، نزدیک به 8.3 درصد از جمعیت استان یزد را سالمندان تشکیل می دهند، همچنین بر اساس زیج حیاتی سال 1380 ، شهرستان تفت در زمره شهرهایی است که جمعیتی معادل 13 تا 15.5 درصد آن را سالمندان تشکیل می دهند و شهرهایی چون اردکان و مهریز در زمره شهرهایی هستند که  جمعیت سالمندان آن ها بین 10.5 تا بالای 13 درصد می باشد.

 به تعبير دیگر نسبت سالمندان در جمعیت عمومی کشور در فاصله 50 سال 27/2 برابر شده و در سال 2050 حدود 23 درصد جمعیت کشور را سالمندان تشکیل می دهند، یعنی تعدادی نزدیک به مجموع جمعیت کنونی 5 کشور مرفه سوئد، نروژ، دانمارک، ایرلند و فنلاند ، کشورهایی که به رغم داشتن سرانه 18 تا 26 هزار دلاری در سال هنوز هم نتوانسته اند نیازهای مادی و معنوی سالمندان خود را به طور کامل تامین نمایند.

 

مروری بر پیامدهای اقتصادی و بهداشتی سالمندی :

بر اساس مطالعات صورت گرفته هزینه های درمانی در گروه سنی بالای 65 سال در سال1999 در آمریکا بیش از 5 برابر کل هزینه های درمانی سایر گروه ها بوده است و 5 تا 10 درصد افراد بالای 65 سال بیش از دو سوم هزینه های مراقبت های درمانی این گروه سنی را به خود اختصاص داده اند و اگرچه  سالمندان تنها 12 درصد جمعیت این کشور را تشکیل می دهند ولی بیش از 36 درصد هزینه های مراقبت سلامت را صرف خود می کنند.

در ایران نیز سالمند شدن جمعیت، یکی از اساسی ترین چالش های نظام تامین اجتماعی است ، به طوری که با سالخورده شدن جمعیت ، بار مالی آن بر این نظامها افزون تر شده و بایستی برای آن تدبیری جدی اندیشیده شود، چنانکه بر طبق گزارش سلامت سالمندان در جمهوری اسلامی ایران در سال 1377، 18 تا 21 درصد سالمندان مرد  و 5/17 تا 18 درصد زنان سالمند در اثر حوادث و بیماری ، طی یک سال اخیر بستری شده اند، همچنین گزارش بررسی وضعیت سالمندان کشور در سال 1381 نشان می دهد که 5/22 درصد از سالمندان از نظر انجام کارهای روزمره زندگی و امور شخصی که نیازمند استفاده از تجهیزات و لوازم است ، کاملا به دیگران وابسته هستند و 3/42 درصد آنان در انجام این امور وابسته و تنها 2/32 درصد سالمندان از این نظر مستقل بوده و نیازی به کمک دیگران ندارند، در این مطالعه 3/19 درصد از سالمندان احساس افسردگی را به صورت مزمن ابراز داشته اند در حالیکه در مطالعه دیگری در سال 1378 شیوع افسردگی بر اساس خود اظهاری حدود 4/22 درصد ذکر شده است ، در این پژوهش میزان افسردگی در سالمندان زن بیشتر از مردان سالمند و در سالمندان مقیم شهرها بیشتر از سالمندان  روستاها گزارش شده است .

نیز بر اساس پژوهش انجام یافته بر روی سالمندان عضو کانون های فرهنگ سرای شهر تهران در سال 1385 در خصوص کیفیت زندگی سالمندان ، به طور کلی سالمندان مرد از کیفیت زندگی بالاتری برخوردار بوده و سطح کیفیت زندگی در افراد متاهل نسبت به کسانی که همسر خود را از دست داده اند بالاتر بوده و این شاخص با افزایش سن در سالمندان کاهش می یابد ، همچنین کیفیت زندگی با بروز بیماری اخیر، رابطه عکس داشته و کیفیت زندگی در افرادی که اخیرا دچار بیماری نبوده اند بالاتر از سایرین است، همچنین با افزایش سطح تحصیلات ، سالمندان از کیفیت زندگی بهتری برخوردار می باشند.

با عنایت به این موارد و  آسیب پذیری بالای افراد سالمند در برابر بیماری های جسمی و  روان شناختی، به سهولت در می یابیم که هزینه های بهداشتی ، درمانی و نگهداری سالمندان بسیار سرسام آور و برای دولتها کمرشکن خواهد بود ، چرا که بیماریهای مزمن دوران سالمندی و سندروم های پیری،  منجر به درد و ناتوانی ، افت کیفیت زندگی و افزایش هزینه های مراقبت های طولانی مدت ، مراقبت های تحت حاد و مراقبت های تخصصی سلامت می شوند.

ولی با کمال تاسف، سالمندی و پدیده خاکستری شدن جمعیت در ایران ، مقوله ای است که به رغم هشدار کارشناسان ، آنچنان که باید جدی گرفته نشده و از دید دولتمردان و متولیان امور پنهان مانده است ، مسئله ای که میرود تا به عنوان یک معضل و بحران اجتماعی در سالیان آتی خود را بروز دهد، یعنی پدیده پیر شدن یا خاکستری شدن جمعیت، که از نتایج مثبت توسعه به شمار میرود و نشان دهنده بهبود شاخص های بهداشتی، درمانی، اجتماعی و اقتصادی هر جامعه ای می باشد، در صورت عدم برنامه ریزی مناسب و برخورد اصولی، عوارض و پیامدهای منفی بسیاری را در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و بویژه بهداشتی و درمانی در پی خواهد داشت، از جمله آنکه سریعتر بودن رشد جمعیت سالمندان نسبت به کل جمعیت ، از نظر اقتصادی  موجب کاهش نسبی جمعیت مولد و تغییر ضریب وابستگی می شود که در صورت عدم چاره اندیشی ، می تواند مانعی در سر راه توسعه اقتصادی باشد.

و دست آخر اینکه، سالمندی جمعیت روندی است که از چند دهه پیش در کشورهای پیشرفته دنیا آغاز شده و به شکل رو به تزایدی در حال گسترش می باشد و امروزه کشورهای جهان سوم و از جمله ایران را درگیر خود ساخته است ، پدیده ای که ممالک پیشرفته و صنعتی دنیا برای آن چاره جویی کرده و به بهترین شیوه آن را مدیریت کرده اند ، به گونه ای که سالخوردگی جمعیت در این کشورها، امروزه نه تنها معضلی نیست بلکه فرصتی است در اختیار این جوامع تا از تجارب و توان بالای این قشر به بهترین شکل ممکن بهره برده و در راستای پیشبرد امور و توسعه و ترقی روزافزون از آن استفاده کنند ، یعنی دقیقا خلاف آن چیزی که در کشورهای در حال توسعه از آن انتظار می رود.

متن مصاحبه با خبرگزاری ایسنا در تاریخ 19/5/89

كارشناس امور سالمندان بهزيستي يزد:
يزد اولين استان در پوشش كامل طرح توانمندسازي سالمندان است

سرويس: شهرستان‌ها
1389/05/19
08-10-2010
14:37:31
8905-11507: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - يزد
سرويس: شهرستان‌ها

 

 

 

كارشناس امور سالمندان بهزيستي استان يزد، طرح توانمندسازي سالمندان را قدمي در راستاي اميد به زندگي سالم دانست و گفت: استان يزد اولين استان در پوشش كامل بازتواني سالمندان است.

امير ولي عضدزاده ‌در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه يزد، به دو شاخص مهم در زندگي سالمندان اشاره و اظهار كرد: اميد به زندگي و اميد به زندگي سالم اين دو شاخص را تشكيل مي دهد.

وي اميد به زندگي سالم را به عنوان شاخصي كه بيشتر بايد مورد توجه قرار مي‌گيرد دانست و افزود: طي آن يك فرد بعد از سن 65 سالگي بدون نياز به كمك سايرين و به طور سالم زندگي مي كند.

عضدزاده افزود: طرح توانمندسازي سالمندان تا سال گذشته در چهار شهرستان استان اجرا شد كه اين ميزان در سال جاري به 11 شهرستان ارتقا پيدا كرد و در حال حاضر نيز تنها استاني هستيم كه تمام شهرستان‌ها را پوشش داده‌ و اين طرح را به اجرا گذاشتيم.

وي در خصوص مشكلات اجراي طرح مذكور گفت: اين زمينه نيز همچون ساير بخش‌ها داراي مشكلاتي از جمله مساله بودجه است بنابراين سعي كرديم با استفاده از ساير منابع داخل استان اين مشكل را به نحوي حل كنيم.

عضدزاده در پايان خاطرنشان كرد: ‌تا سال گذشته 614 نفر از سالمندان از طريق بهزيستي بازتواني شدند و در سال جاري نيز پيش‌بيني مي‌شود طي اجراي طرح ساماندهي و بازتواني سالمندان 2 هزار و 500 فرد سالمند تحت پوشش قرار گيرند.

انتهاي پيام

كد خبر: 8905-11507

    شهرهای مناسب سالمند، ملزومات و مسئولیت ها

     

     

    سالمندی جمعیت روندی است که از چند دهه پیش در کشورهای پیشرفته دنیا آغاز شده و به شکل رو به تزایدی در حال گسترش می باشد و امروزه کشورهای در حال توسعه و به اصطلاح جهان سوم را درگیر خود ساخته است ، پدیده ای که ممالک پیشرفته و صنعتی دنیا برای آن چاره اندیشیده اند و آن را به بهترین شیوه مدیریت کرده اند ، چنانکه امروزه سالخوردگی جمعیت در این کشورها نه تنها معضل نیست بلکه فرصتی است در اختیار این جوامع تا از تجارب و توان بالای این قشر به بهترین شکل ممکن بهره برده و در راستای پیشبرد امور و توسعه و ترقی روزافزون از آن استفاده کنند ، یعنی دقیقا خلاف آن چیزی که در کشورهای در حال توسعه از آن انتظار می رود.

    سازمان بهداشت جهانی نیز در راستای سیاستگزاری در عرصه های بهداشتی و پیشگیری و در ادامه برنامه ها و سیاست های خود در حوزه سالمندان، طرحی را با نام"تعیین شهرهای دوستدار یا مناسب سالمند" در بسیاری از شهر ها و کشورهای دنیا به مرحله اجرا در آورده است.

    این طرح که با هدف دسترسی آسان و ایجاد امکان برابری فرصت ها و عدالت در بهره مندی و استفاده از امکانات شهری به ویژه  یرای سالمندان به مرحله اجرا در آمده است به متولیان امور جامعه این فرصت را می دهد تا با شناخت توانایی ها و اشراف بر نقاط ضعف و محدودیت های سالمندان به عنوان بخشی از شهروندان، در طراحی،ساخت و ساز و ایجاد مبلمان شهری و احداث پروژه های دولتی، خصوصی و مذهبی مواردی را برای تحقق این هدف مهم در نظر بگیرند.

    این طرح مبتنی بر معیار های اساسی و زیربنایی در طراحی سیستم های خدمات شهری در بخش های مختلف بویژه حمل و نقل ، آموزش ، بهداشت و درمان ، ارتباطات ، مسکن ، مبلمان شهری ، نوع مناسبات اجتماعی و فرهنگی و چگونگی تناسب این خدمات با نیاز های سالمندان می باشد.

    در این طرح به محورهایی مانند فضاهای بیرونی و ساختمان ها ، حمل و نقل ، مسکن ، مشارکت اجتماعی ، تکریم و تلفیق اجتماعی ، مشارکت در امور مدنی و اشتغال ،ارتباطات و اطلاعات پرداخته می شود.

    برای هر یک از این محورها نیز معیارهایی تعیین و بر اساس میزان انطباق شهرهای مورد ارزیابی با این معیارها ، خصوصیات کیفی شهرها از نظر میزان انطباق با نیازها، توانایی ها و محدودیت های سالمندان ارزشیابی می شود.

    شهر مناسب سالمند، شهری است که در تمامی بخش ها و تاسیسات زیربنایی اش، ملاحظات خاصی برای بهره مندی سالمندان و معلولان در نظر گرفته شده است، شهری که سالمندان در آن از نعمت وجود خانه هایی مناسب سازی شده برخوردارند و در استفاده از امکانات و تسهیلات شهری کوچکترین مشکلی ندارند، برای رفت و آمد درون و برون شهری از خودروهای مناسب سازی شده بهره گرفته و ایمنی کامل در عبور و مرور دارند.

    در شهر مناسب سالمندان، وسایل ارتباطی از قبیل رادیو، تلویزیون، اینترنت، مجلات و روزنامه ها همگی به گونه ای طراحی شده اند که به راحتی قابل استفاده توسط سالمندان بوده و این گروه سنی امکان اطلاع از اخبار و اطلاعات را در کوتاه ترین زمان ممکن دارا می باشند.

    در شهر مناسب سالمندان، موسسات ویژه ای برای ارائه خدمات مورد نیاز سالمندان در جنبه های مختلف زندگی از قبیل خانه داری، تهیه غذا، تعمیرات خانگی، دارو و درمان و... وجود داشته و با کمترین قیمت آنها را در اختیار سالمندان نیازمند قرار می دهند. در این گونه شهرها سالمندان به آسانی و در کمترین فاصله زمانی و مکانی از امکانات پزشکی، تشخیصی و درمانی لازم بهره مند می شوند.

    در شهر مناسب سالمندان، پارک ها، میادین، فضاهای سبز و معابر عمومی، مناسب استفاده سالمندان بوده و دارای مراکز ویژه ای برای گذران اوقات فراغت سالمندان می باشد و با توجه به نیاز و امکانات منطقه، امکانات ویژه ای را در اختیارسالمندان قرار می دهند.

    شهر دوستدار سالمند، شهری است که سالمندان در آن از جایگاه بالایی برخوردار بوده و شهروندان و مسئولانش برای آنان احترام ویژه ای قائل هستند، احترامی که نه در کلام بلکه در عمل و اجرا خود را نشان می دهد، در این شهر سالمندان خود در اداره امور مربوط به خود سهیم بوده و در ابعاد مشورتی، سیاستگزاری و اجرا یاور و پشتیبان مسئولان هستند.

    حال با این توضیحات آیا در ایران بزرگ،شهری که به معنای واقعی کلمه در خور و شایسته این نام باشد، وجود دارد؟ به راستی تا مناسب سالمندان شدن شهرهای کشورمان چقدر راه است؟

    حقیقت این است که اگرچه واژه"شهرهای مناسب سالمند" واژه زیبا و فریبنده ای است، اما این جمله کوتاه مسئولیت سنگینی را بر دوش متولیان امور می گذارد که پر بیراه نیست اگر بگوییم که این، مسئولیتی است که ثمرات انجام بهینه آن، نه تنها به سالمندان این خطه بلکه به تمامی آحاد شهروندان ایران زمین در سالیان متمادی خواهد رسید و غفلت و کوتاهی در انجام این مسئولیت سترگ، در آینده ای نه چندان دور دامان نسا جوان امروز این جامعه را هم فرا خواهد گرفت.

    پس آنچه که در این راستا از اهمیتی به مراتب بیش از معرفی شهرها به عنوان شهرهای مناسب سالمند برخوردار است، این است که با یاری و همراهی مجموعه دست اندرکاران و متولیان امور، برنامه هایی در بازه های زمانی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت طراحی و تدوین شده و تمامی دستگاه های دولتی و غیر دولتی خود را ملزم به اجرایی کردن و به مرحله اجرا در آوردن آن بدانند و این مهم تنها در صورتی دست یافتنی است که مجموعه مدیران حال و آتی ، به اهمیت حیاتی این پروژه واقف شده و تمامی مساعی خود را در جهت دستیابی به آن به کار گیرند.

    متن مصاحبه با خبرگزاری ایسنا به مناسبت فرا رسیدن روز جهانی سالمند

    /9 مهر، روز جهاني سالمندان/
    كارشناس امور سالمندان بهزيستي استان يزد: آموزش شيوه صحيح زندگي بهترين راه ارتقاء سلامت جسمي و رواني سالمندان است
    اجتماعی  7/7/1389  13:17:07
    897-40100-5 كد خبر
    RSS :: پرینت
     

    كارشناس امور سالمندان سازمان بهزيستي استان يزد گفت: بهترين كاري كه مي‌توان انجام داد تا سالمنداني پويا و فعال و با نشاط داشته باشيم و سلامت جسمي و رواني آنان را ارتقا دهيم اين است كه شيوه درست زندگي كردن را به آنان آموزش دهيم.

     

    دكتر امير ولي عضدزاده در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) - منطقه يزد، به مناسبت روز جهاني سالمندان گفت: از مشكلات عموم افراد اجتماع بويژه سالمندان اين است كه شيوه‌هاي غلطي را براي زندگي برمي‌گزينند و نمي دانند در رويارويي با مشكلاتي كه مواجه مي‌شوند از قبيل بازنشستگي، داغ همسر و سندروم آشيانه خالي يعني زماني كه همه فرزندان ازدواج مي‌كنند و سالمندان تنها مي‌شوند چگونه بايد رفتار كنند. به همين دليل بايد به آنها براي سازگاري با مشكلات آموزش داده شود.

     

    وي افزود: اين آموزشها بايد از بدو تولد و اوايل كودكي به عموم مردم داده شود. همچنين ادارات دولتي بايد براي تطبيق سالمندان با مساله بازنشستگي از 2 سال قبل از بازنشستگي يك سري مهارتها و آموزشهاي خاص اين دوران را آموزش دهند كه سالمندان در زمان بازنشستگي دچار افسردگي و پوچي نشوند.

     

    وي در خصوص مراكز نگهداري سالمندان گفت: استان يزد تنها استان كشور است كه كليه مراكز آن به صورت مراكز جامع فعاليت مي‌كنند به طوري كه در كنار فعاليتهاي اصلي، ويزيت در منزل نيز انجام مي‌دهند.

     

    عضدزاده افزود: دو مركز نگهداري سالمندان در استان به صورت شبانه‌روزي و ويزيت در منزل و دو مركز به صورت روزانه و ويزيت در منزل و يك مركز به صورت شبانه‌روزي و روزانه و ويزيت در منزل فعاليت مي‌كنند.

     

    وي اضافه كرد: دو مركز روزانه و ويزيت در منزل و يك مركز شبانه روزي و روزانه نيز در آستانه بهره‌برداري هستند كه تا پايان سالجاري افتتاح مي شوند.

     

    وي افزود: در مراكز شبانه روزي استان 243 نفر زن و 38 نفر مرد و در مراكز روزانه 250 نفر سالمند با نسبت مساوي زن و مرد نگهداري مي‌شوند.

     

    وي ميزان جمعيت سالمند استان يزد را 3/8 درصد ذكر كرد و گفت: بر اساس سرشماري سال 85 تعداد زن و مرد سالمند استان با هم برابري مي‌كند و تعداد مردان سالمند با تفاوت ناچيزي از زنان بيشتر بوده است.

     

    كارشناس مسائل سالمندان سازمان بهزيستي استان يزد با اشاره به اينكه جمعيت استان رو به سالمندي است، در اين خصوص به خانواده‌ها توصيه كرد: با سالمندان تعامل بيشتري برقرار كنند و از سالمندان حمايتهاي عاطفي، معنوي و فيزيكي به عمل بياورند.

     

    وي اضافه كرد: از آنجايي كه سالمندان به دليل نقص‌هاي فيزيكي و روحي نوعي محدوديت در انجام كارهاي روزمره دارند، خانواد‌ه‌ها بايد سعي كنند اين عامل باعث نشود كه سالمندان احساس بي فايده بودن و پوچي كنند و خانواده‌ها براي حل اين مشكل كارهايي را با توجه به شرايط روحي و جسمي سالمندان به آنان محول كنند. 

     

    كارشناس مسائل سالمندان سازمان بهزيستي استان يزد در پايان خاطرنشان كرد: تشويق سالمندان به گفتن خاطراتشان، برنامه‌ريزي براي اوقات فراغت سالمندان، تشويق آنان به حضور در جمع سالمندان ديگر، همكاري در موسسات خيريه، شركت در فعاليتهاي ورزشي، مطالعه، شركت در مراكز معنوي و روحيه دادن به سالمندان و گوشزد كردن توانمندي‌هاي سالمندان به آنان از كارهايي است كه از افسردگي و آلزايمر در سالمندان پيشگيري مي‌كند.


    همه چیز در باره مراکز مراقبتی روزانه سالمندان

    )

     

               بیش از 40 سال است که از به وجود آمدن اولین مراکز روزانه سالمندان در آمریکا می گذرد،اگرچه اعضای خانواده، مهمترین و اصلی ترین مراقبان سالمندان ناتوان و یا دچار اختلالات جسمی و روانی به شمار می روند و در نتیجه بیشتر سالمندان در خانه مراقبت می شوند ولی مراکز روزانه سالمندان به عنوان جایگزینی مناسب برای مراقبت از سالمندان شناخته شده و به مراقبان سالمندان این فرصت را می دهد تا در ساعاتی از طول روز، در حالی که مطئن هستند که از سالمند ایشان به خوبی مراقبت می شود، ضمن رسیدگی به دیگر کارهای خود، لختی بیاسایند و از فشارهای ناشی از وظیفه سنگین مراقبت از سالمند رهایی یابند. مراکز روزانه سالمندان در حقیقت نوعی از خدمات برای سالمندانFrail  ، دارای اختلالات فیزیکی و یا شناختی و مراقبان آن ها است.

              این مراکز با ایجاد محیطی شاد و ایمن برای سالمندان، فرصت مناسبی را برای پرورش دوستی با دیگر هم سالان و گسترش ارتباطات اجتماعی و نیز تامین و تشدید ارائه خدمات و مراقبت های پزشکی به سالمندان فراهم آورده و موجب افزایش سطح سلامت جسمی و روانی سالمند و حفظ و ارتقاء سطح استقلال فردی وی می شوند.

               مراکز روزانه سالمندان، با کاستن از بار مسئولیت شبانه روزی مراقبت از سالمند برای خانواده ها، شانس زندگی کردن در کنار خانواده را به سالمندان می بخشند و آنان را قادر می سازند تا شغل و یا سرگرمی در خارج از محیط خانه پیدا کنند و برای انجام کارها و فعالیت های روزانه شان از کمک دیگران استفاده کنند، در عین اینکه شان و احترام آنان حفظ می شود، هم چنین از اعمال بزه و آزار از سوی فرزندان نسبت به آنان پیشگیری کرده و فرصتی را برای بازیابی ارتباطات اجتماعی و نیز استراحت در اختیار مراقبان قرار می دهد، درمان های دارویی سالمندان را کنترل کرده، درمان های فیزیکی لازم را به آنان ارائه داده و شانس اجتماعی شدن در کنار سایر سالمندان و برخورداری از حمایت آنان را به سالمندان هدیه می کند.

                از دیگر خدماتی که در این مراکز به سالمندان ارائه می شود می توان از خدماتی مانند حمل و نقل سالمندان از خانه به مرکز و برعکس، آموزش انواع مهارت ها، آموزش فعالیت های هنری و برخورداری از تغذیه سالم و مناسب، غربالگری از نظر ابتلا به بیماری ها و مشاوره نام برد.

               هدف نهایی و عالی مراکز روزانه سالمندان، تمرکز بر توانمندسازی سالمندان در زندگی با تکیه بر دانش، مهارت ها و توانایی های آنان و پیشگیری از افت توانایی ها و آسایشگاهی شدن سالمندان به وسیله ارائه خدمات مراقبتی و تقویت وظیفه و حس خودمراقبتی و تشویق سالمند به حضور در اجتماع  است و در این راستا فعالیت هایی از قبیل آموزش هنر و صنعت، سرگرمی های موسیقایی و تشکیل گروه سرود، بازی های انگیزشی مانند Bingo، انجام ورزش های کششی یا نرمشی، تشکیل گروه های مباحثه( در حوزه کتاب ، فیلم، حوادث جاری و موضوعات روز) برگزاری مراسم جشن تولد، مراسم ویژه تعطیلات، گردش های دسته جمعی بیرون شهری و موارد مشابه از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

              در همین راستا می توان به بر نامه های ابتکاری بین نسلی، از قبیل بازدید سالمندان از مدارس و بیان خاطرات در جمع دانش آموزان و ارتباط بیشتر میان نسل ها(سالمندان و بچه ها) با هدف آموزش و ایجاد روحیه شاداب و با نشاط در هر دو گروه همراه با حفظ شان و مقام سالمندان اشاره نمود.

           جدول زیر میزان خدمات اختصاصی ارائه شده به سالمندان در مراکز روزانه سالمندان را نشان می دهد، توجه داشته باشید که خدمات سلامت تقریبا 75درصد مراقبت ها را شامل می شود.

     

    نسبت خدمات اختصاصی ارائه شده توسط مراکز روزانه سالمندان

    درصد

    نوع خدمات

    97

    اقدامات درمانی

    96

    کمک های فردی

    84

    تغذیه

    82

    سرویس های اجتماعی

    74

    سرویس های مرتبط با سلامت

    70

    درمان طبی

    68

    حمل و نقل

    64

    سرویس های مراقبت فردی

    60

    گروه های حمایت از مراقبان

    28

    درمان های توانبخشی

    Source: Parents in Caregiving;2001-2002

     

             مراکز روزانه سالمندان(Day Care) را با اسامی دیگری نیز می شناسند که از جمله آن ها عبارتند از:

    1.  :(Adult Day Health Care)ADHCواژه غالبی که معمولا برای این مراکز به کار می رود.
    2. (Adult Day Center)ADC
    3. ADCC(Adult Day Care Center)
    4. (Adulth Day Service)ADS
    5. (Adulth Day Health Service)ADHS
    6. (Adulth Day Residential Care)ADRC
    7. MADCS(Medical Adult Day Care Service)

            مراکز روزانه سالمندان بر اساس نوع خدماتی که ارائه می نمایند به سه نوع تقسیم بندی می شوند:

    الف- مدل سنتی: این نوع از مراکز ارائه دهنده خدماتی مانند سرویس های اجتماعی(همچون مشاوره، تشکیل گروه های حمایت از مراقبان و...)، انواع فعالیت ها و مهارت ها و برخی از توجهات و رسیدگی های فردی از قبیل کنترل فشار خون، بینایی سنجی و شنوایی سنجی است.

    ب- مدل پزشکی: علاوه بر خدمات بند الف سرویس های تخصصی ویژه ای مانند خدمات پزشکی، پرستاری، فیزیوتراپی، کاردرمانی، گفتار درمانی، مددکاری اجتماعی، روانشناسی و خدمات طب سالمندی را در اختیار سالمندان قرار می دهد.

    ج- مدل آلزایمری: در این مدل خدمات تخصصی ویژه ای برای حمایت و مراقبت از سالمندان دچار آلزایمر پیش بینی و طراحی شده است تا فعالیت و حضور موثر آنان در اجتماع حفظ گردد.

            واژه (Adult Day Health Care)متداول ترین واژه مورد استفاده برای مراکز مدل پزشکی است و تفاوت آنها با مراکز مدل سنتی در ارائه خدمات پزشکی و سلامت است.

            مراکز روزانه سالمندان در ایالات متحده با تلفیق انواع خدمات پزشکی و آلزایمری در خدمات اعطایی خود، موجب بهره مندی سالمندان از خدمات Medicade و پرداخت هزینه های آن از این راه می گردند، زیرا هزینه این گونه مراکز بسیار بالا و از 25 تا 100 دلار در روز است.

            این مراکز به انواع مختلف دولتی، خصوصی، انتفاعی و غیر انتفاعی اداره می شوند. بسیاری از این مراکز توسط مردم و بخش خصوصی اداره شده و با ایجاد مراکز خدماتی دیگری از قبیل مراکز مراقبت در منزل(Home Care)، مراکز کمک کار در زندگی(Assisted Living)، مراکز خدمات پرستاری و بیمارستانی گستره خدماتی خود را گسترش داده اند. این مراکز هم چنین ممکن است به عنوان بخشی از آسایشگاه های شبانه روزی، کلیساها و یا کنیسه ها، بیمارستان ها یا مدارس اداره شوند.

             مراکز روزانه سالمندان معمولا در روزهای غیر تعطیل از صبح تا بعد از ظهر پذیرای سالمندان بوده و از آنجا که یکی از اهداف ایجاد این مراکز، علاوه بر ارائه خدمات سلامت به سالمندان، تامین فرصتی برای استراحت و رسیدگی مراقبان به امور شخصی خود است، بسته به نیاز و درخواست مراقبان و ساعات کاری آنان، میزان توقف سالمندان در این مراکز متفاوت است.

           سالمندانی از خدمات این مراکز استفاده بیشتری می برند و در حقیقت کاندیدای حضور در این مراکز می باشند که:

    ü      تنها بوده و نیازمند به داشتن هم صحبت می باشند.

    ü      به تنهایی در محیط خانه از امنیت لازم برخوردار نیستند.

    ü      با اطرافیان شان زندگی می کنند ولی مراقبان آنها به دلایلی مجبورند که در ساعاتی از روز آنها را تنها بگذارند.

    ü      از درجه ای از سلامتی برخوردار باشند که با کمک مرکز بتوانند امور شخصی خود را به انجام برسانند.

    ü      سالمندانی که از نظر جسمی و ذهنی دچار اختلال هستند ولی نه در حدی که نیاز به مراقبت 24 ساعته داشته باشند.

    ü      سالمندانی که در مراحل ابتدایی بیماری آلزایمر قرار دارند.

    ü      داوطلبان حضور در این مراکز بایستی دست کم توانایی حرکت با عصا، واکر یا ویلچر را داشته و در بسیاری از موارد قادر به انجام امور شخصی خود باشند.

    مثالی که در زیر می آید نمونه ای از سالمندانی است که مناسب دریافت خدمات از مراکز روزانه سالمندان هستند:

    آقای پل مردی 65 ساله است که اخیرا دچار سکته مغزی شده است و نیازمند مراقبت و دریافت برخی خدمات مراقبتی ویژه است، او با پسر و دخترش در شهر زندگی می کند ولی از آنجا که فرزندان او هر دو کارمند می باشند، برای مراقبت از پدرشان در طول روز، نیازمند دریافت کمک از دیگران هستند.

    فرزندان آقای پل، با سپردن پدر خود به یکی از مراکز روزانه سالمندان، بدون آنکه از بابت وضعیت پدرشان نگرانی داشته باشند، هر صبح به سر کار خود رفته و در هنگام بازگشت به خانه پدرشان را با خود به منزل می برند.

    در مرکز داروهای آقای پل به او خورانده می شود و خدمات دیگری از قبیل تغذیه سالم، فیزیوتراپی، کاردرمانی و شانس حضور در جمع هم سالان و اجتماعی شدن به او ارائه می گردد.

     

     

     

    سالمندی، دوران سرزندگی، اراده و عزت اجتماعی

    دوران سالمندی، دوران خوشه چینی از خرمن یک عمر تلاش و کوشش فرزندان آدم است، دوران آرامش و آسایش، دوران استراحت در سایه سار درخت بارور زندگی.

    سالمندی، دوران برداشت کشته های پیشین و تناول از ثمرات عمر گران است.

    سالمندی، زمانه به در کردن خستگی حاصل از سال های پر مرارت زندگانی و لختی آسودن در پی سالیان سال کوشیدن است.

    و سالمندی، دوران سرزندگی است.

    و این همه میسر نیست جز داشتن تنی سالم و روانی سالم تر و این مهم نیز میسر نیست جز داشتن سبک زندگانی سالم.

    و براستی که اگر این همه خوبی و زیبایی را خواهانیم، راهی نیست جز تغییر شیوه های زندگانی و آموختن و به عمل در آوردن شیوه های زندگانی سالم.

    سالمندان، مظهر اراده اند، اراده هایی آهنین، اراده هایی پولادین، اراده هایی از برای ساختن فردایی بهتر از برای خود و از برای فرزندان و از برای تمامی آنان که دوست شان دارند.

    و سالمندی، ادامه همان عزت و اقتداری است که یکایک مردان و زنان این آب و خاک از پیش داشته اند، دورانی برای احترام، دورانی از پی عزت و دورانی از برای تکریم بیش از پیش پدران و مادران سپید موی.

    و براستی که  سالمندی، دوران سرزندگی، اراده و عزت اجتماعی است و بر ما یکایک فرزندان این خاک اهورایی است که حرمت سالمندان را پاس داریم و تلاش خستگی ناپذیر آنان را ارج نهیم.

     

    شعار روز جهانی سالمند سال 2010

    سالمندی:

    دوران سرزندگی

                             اراده 

     و عزت اجتماعی

                                       امید آنکه چنین بادا.

    متن مصاحبه با نشریه بهروزی به مناسبت فرا رسیدن روز جهانی سالمند

    دغدغه های سالمندی در گفتگو با دکتر امیرولی عضدزاده

    کارشناس امور سالمندان

     روز جهانی سالمند بهانه ای شد تا با دکتر امیرولی عضدزاده کارشناس امور سالمندان استان، گپ و گفتی دوستانه داشته باشیم و با او از سالمندان و دنیای سالمندی بگوییم و از دغدغه های او در حوزه سالمندان بشنویم، او که یکی از نخستین دانش آموختگان رشته مدیریت و بهداشت سالمندان کشور است.

     بهروزی: آقای دکتر چرا امروزه این همه از سالمندان زیاد می خوانیم و زیادتر می شنویم؟

     عضدزاده: در ابتدا فرا رسیدن یکم اکتبر(نهم مهرماه) روز جهانی سالمندان را  خدمت یکایک سالمندان این گنجینه های ماندگار شادباش گفته و در پاسخ به این پرسش بایستی به چند نکته اشاره کنم، اول اینکه جمعیت سالمندان در جهان امروز، به سرعت در حال زیاد شدن است، به طوری که مثلا در سال 1950 در کل جهان 200 میلیون سالمند وجود داشت در حالی که  امروزه بیش از 600 میلیون نفر از جمعیت جهان را افراد بالای شصت سال تشکیل می دهند و پیش بینی می شود تا سال 2050 نزدیک به 2 میلیارد نفر از ساکنان این کره خاکی، سالمندان خواهند بود.

    دوم اینکه سالمندان گروهی هستند که به دلیل وضعیت خاص فیزیکی و شرایط ویژه ای که دارند، اکثرا به ویژه در سنین بالای 75 سال از چندین بیماری مختلف رنج می برند و به همین دلیل هم انواع داروها را مصرف می کنند و باز به همین دلیل هزینه های زیادی را در بحث تشخیص و درمان بر خانواده ها و در نهایت بر جامعه و سازمان های بیمه گر وارد می کنند، هزینه هایی که به دلیل پیشرفت روزافزون علوم پزشکی در عرصه های تشخیصی و درمانی روز به روز گران تر و زیادتر می شود.

    سوم اینکه سالمندان باز به دلیل شرایط ویژه این دوران اکثرا از مشکلات شایعی در رنج اند که نمی توان نام بیماری را بر آنها گذارد ولی به هر حال به میزان زیادی بر روی استقلال، روحیه و اعتماد به نفس سالمند اثر می گذارند و در صورت رسیدگی نشده به آنها می توانند موجبات وابستگی هرچه بیشتر سالمندان را فراهم بیاورند.

    و از همه مهم تر این که به فرموده پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) یک درهم پیشگیری بهتر و برتر است از یک خروار درمان و اگر همه ما و متولیان امر و به ویژه سالمندان و خانواده های آنان به این حدیث شریف توجه کافی را بنمایند و آن را سرلوحه امور خود قرار دهند تا حدود بسیار زیادی می توان از مشکلات و عواقب و عوارض نامطلوب دوران سالمندی کاست و به تبع آن از تحمیل شدن آن هزینه های گزاف و کمرشکن بر خانواده ها و دولت پیشگیری نمود. هر چند در پاسخ به این پرسش می توان از عواملی مانند تنهایی و انزوای سالمندان، اختلالات روحی و نیز دغدغه های مالی و معیشتی سالمندان هم نام برد که توجه ویژه و فوق العاده تصمیم سازان و سیاست گزاران را طلب می نماید.

    و آخرین نکته و باز هم شاید یکی از مهم ترین نکاتی که در این باره می شود از آن یاد کرد این است که نه خود سالمندان و نه سیاست گزاران و نه متولیان امور فرصتی برای جبران کردن اشتباهات در حوزه سالمندان را ندارند، چرا که اگر در حوزه کودک و نوجوان غفلتی صورت بگیرد، هرچند ناروا است ولی هنوز فرصت هایی هست تا اشتباهات جبران شده و ناکارآمدی ها رفع گردد ولی آیا در حوزه سالمندان واقعا چنین فرصت هایی را در اختیار داریم؟ که قطعا پاسخ ما منفی است، پس به عقیده من اگر همین امروز هم برای حل مشکلات سالمندان دست به کار شویم دیر است تا چه رسد به فردا و فرداهای دیگر.

     بهروزی: با تمام توضیحاتی که دادید به نظر می رسد که هنوز اتفاق نظری در خصوص پرداختن به مسائل سالمندان وجود ندارد، اگر با این مطلب موافقید علت آن را در چه می دانید؟

    عضدزاده: با سخن شما کاملا موافقم و این موضوع دلایل متعددی می تواند داشته باشد از جمله آنکه هنوز مسئولان آنطور که باید به معضلات ، تبعات و عواقب انفجار جمعیت سالمندی و بی توجهی به آن واقف نشده اند، البته نه اینکه ندانند بلکه شاید به باور لازم در این زمینه دست نیافته اند و شاید وجود مشکلات فراوان در عرصه های گوناگون و به ویژه مشکلات عدیده فراروی جوانان از قبیل کسب و کار، تحصیلات، مسکن، ازدواج و ده ها مشکل ریز و درشت دیگر باعث شده تا تمام نگاه ها متوجه این قشر باشد و فرصت کمتری در اختیار مسئولان و برنامه ریزان باشد تا به این گروه سنی بپردازند، ضمن آنکه به قول یکی از اساتید ، مشکل اساسی سالمندان، پدیده ای است به نام تبعیض سنی یا آژیسم (ageism) که عبارت است از عدم توزیع یکسان و عادلانه منابع و خدمات بین سالمندان و سایر گروههای سنی، یعنی تحت شرایط یکسان این منابع و خدمات بیشتر به سمت سایر گروهها غیر از سالمندان سوق داده می شوند و این واقعیتی است که ما به وفور در جامعه و در بین مسئولان مشاهده می کنیم و متاسفانه هر جا که از سالمندان دم می زنیم با مقاومت روبرو می شویم و پاسخ می شنویم که در جایی که جوانان این همه مشکلات دارند، مجالی برای پرداختن به سالمندان نیست و شاید ناخواسته سالمندان، شهروندان درجه دو به حساب می آیند، غافل از آن که سالمند کسی نیست جز پدران و مادران ما و من و شما تا چند سال دیگر.

    دلیل دیگر می تواند ساختار یافته نبودن و مشخص نبودن دستگاه یا دستگاه های متولی امور سالمندان در کشور است که اگرچه شورای ملی ساماندهی امور سالمندان چند سالی است که در کشور فعال شده ولی به دلیل ناهماهنگی ها و گاه موازی کاری ها، این شورا هم هنوز آنچنان که باید و شاید در انجام وظایف خود موفق نبوده است.

    بهروزی:  وضعیت سالمندان استان را چگونه ارزیابی می کنید؟

    عضدزاده: برای پاسخ به این پرسش بایستی از چند زاویه نگاه کنیم:

     اول وضعیت خود سالمندان استان که جز چند پژوهش ساده، پژوهش عمده ای در این زمینه صورت نگرفته اما آنچه را که با توجه به برایند این پژوهش ها و نگاه کلی به جامعه سالمندی استان می توانیم بیان کنیم این است که سالمندان استان نیز همانند بقیه سالمندان کشور، البته شاید با اندکی تغییر از برخی بیماری های شایع دوران سالمندی رنج می برند که عمده ترین آنها عبارتند از بیماری های مفصلی به ویژه آرتروز، فشار خون، بیماری های قلبی و عروقی، دیابت و نیز مشکلات دیگری از قبیل مشکلات معیشتی و درآمد، اوقات فراغت، تنهایی و انزوا و بدنبال آن احساس افسردگی و سایر بیماری های روحی و روانی.

    دوم، عزم و اراده مسئولان در پرداختن به امور سالمندان که بحمدالله در حال حاضر استاندار محترم به شدت پیگیر این موضوع بوده و در آخرین جلسه شورای ساماندهی سالمندان استان، مصرانه خواستار پیگیری این مهم از سوی ادارات و سازمان ها و برگزاری مستمر جلسات شورا و اجرایی شدن مصوبات آن شدند، همچنین استان یزد هم بر اساس مصوبه شورا در سال 1387 به عنوان اولین استان دوستدار سالمند در کشور انتخاب و نامگذاری شد، هرچند که در عمل اتفاق خاصی تا این زمان نیفتاده ولی امید است که با دستور صریح استاندار محترم، مسئولان استان از این پس در راستای اجرایی شدن و واقعیت بخشیدن به این هدف آرمانی اهتمام بیشتری به خرج دهند تا انشاءالله در آینده نزدیک شاهد شهر و استانی باشیم که برای تمام آحاد جامعه و بویژه معلولان و سالمندان مناسب سازی شده و امکان استفاده مساوی و متناسب از همه امکانات آن برای یکایک شهروندان فراهم باشد.

    وجود امکانات خاص سالمندان مقوله دیگری است که باید به آن پرداخته شود، مقوله ای که ضعف های اساسی در آن وجود دارد و بایستی ترتیبی اتخاذ شود که فضاها و امکانات خاص سالمندان از قبیل فضاهای ورزشی و تفریحی، سرویس های حمل و نقل همگانی، وسایل ارتباط جمعی، مراکز ارائه خدمات ویژه سالمندی به ویژه مراکز ارائه خدمات در منزل در سطح استان گسترش یابد، همچنان که به وجود مراکزی از قبیل انجمن ها و موسسات خیریه فعال در حوزه سالمندی و نیز تشکل های سالمندان به شدت نیاز است، مراکز و تشکل هایی با عضویت سالمندان و برای سالمندان.

    مقوله بعدی، نیاز مبرم استان به وجود مراکز توانبخشی روزانه سالمندان است که اگرچه در حال حاضر 3 واحد از این نوع در استان فعال و چهارمی در آستانه راه اندازی است ولی با توجه به جمعیت روزافزون سالمندان استان و نیز روند مشکل آفرین زندگی شهری و شهرنشینی و کاهش فرصت ها برای باهم بودن خانواده ها و نیز اشتغال زنان در خارج از خانه و عدم توانایی خانواده ها در رسیدگی به امور سالمندان و مراقبت از آنان، نیاز به مراکز توانبخشی متعدد روزانه در اقصی نقاط استان به طور روزافزونی احساس می شود  و لازم است تا اعتبارات این بخش به مراتب افزایش یابد تا جوابگوی نیاز استان باشد. در همین زمینه بایستی متذکر شوم که اگرچه اصل بر حضور سالمندان در جمع خانواده ها است ولی به هر صورت سالمندانی نیز هستند که بی سرپرست و یا بد سرپرست هستند و امکان نگهداری آنان در منزل نیست و لاجرم بایستی در مراکز شبانه روزی بستری شوند که در این حوزه نیز با مشکلاتی روبرو هستیم.

    نوع نگاه جامعه و خانواده ها به سالمندان هم مقوله دیگری است که در این بخش باید به آن بپردازم که اگرچه با توجه به فرهنگ دیرپای ملی و مذهبی مردم استان، اصالتا نوع نگاه جامعه به سالمندان در این استان، نگاهی احترام آمیز و سرشار از عطوفت و مهربانی است ولی رفته رفته شاهد آن هستیم که در برخی از خانواده ها، این نوع نگرش در حال دگرگونی و تغییر است و با کمال تاسف در  برخی از مواقع، خانواده ها و فرزندان وظایف خود در قبال پدران و مادران را فراموش می کنند و به اندک بهانه ای می خواهند که سالمندان خود را به آسایشگاه ها بسپارند، اگرچه سازمان بهزیستی به شدت در مقابل این ریزش فرهنگی ایستادگی کرده و مانع از این شیوه برخورد می شود ولی به هر حال این حقیقتی است که در حال رخ دادن است و بایستی برای آن چاره ای اندیشید.

    بهروزی: از انتخاب استان یزد به عنوان استان دوستدار سالمند یادکردید، به طور خلاصه بگویید که شهر یا استان دوستدار سالمند چه خصوصیاتی دارد و وضعیت استان در این حیطه چگونه است؟

    عضدزاده: سازمان جهانی بهداشت برای شهر دوستدار یا مناسب سالمند معیار هایی را در سطوح زیربنایی و  به ویژه در طراحی سیستم های خدمات شهری در بخش های مختلف و  از جمله در بخش های حمل و نقل، آموزش، بهداشت و درمان، ارتباطات، مسکن، مبلمان شهری و حتی در  نوع مناسبات اجتماعی و فرهنگی و چگونگی متناسب بودن  این خدمات با نیاز های سالمندان در نظر گرفته و برای هریک از این بخش ها امتیازاتی را اختصاص داده و چک لیست هایی را به همین منظور طراحی کرده که بر اساس نمره اکتسابی شهرها در هریک از این بخش ها، میزان تناسب آنها با نیازهای سالمندان  مشخص می شود.  در این چک لیست ها به طور مشخص به محورهای زیر پرداخته شده است : فضاهای درونی و بیرونی ساختمان ها، اماکن عمومی، فضاهای سبز، خیابانها و پیاده روها، وضعیت سیستم حمل و نقل، وضعیت مسکن، میزان مشارکت اجتماعی سالمندان در برگزاری مناسبت ها و فعالیت های اجتماعی و حضور فعال آنان در عرصه های گوناگون اجتماعی، میزان و نحوه تکریم سالمندان و میزان قدر و منزلت آنان در جمع خانواده و در بین سایر افراد جامعه ، نحوه مشارکت سالمندان در امور مدنی و اشتغال آنان، همچنین یکی از مهمترین بخش هایی که در این ارزیابی مورد سنجش قرار می گیرد مقوله ارتباطات و اطلاعات و میزان دسترسی سالمندان به اخبار و اطلاعات می باشد.

    در زمینه وضعیت استان هم بایستی به این نکته اشاره کنم که بر اساس ارزیابی صورت گرفته در استان، شهر یزد بیشترین امتیاز را در این زمینه به خود اختصاص داده و با اختلاف امتیاز نسبتا زیادی شهرهای  طبس، اردکان و میبد بعد از یزد قرار دارند ولی حقیقت این است که حتی شهر یزد هم در خوشبینانه ترین حالت، تنها در حدود 64 تا 65 درصد از امتیاز کل را به دست آورده و تا رسیدن به جایگاهی که بتوان از آن به عنوان شهر مناسب سالمند یاد کرد، فاصله بسیاری وجود دارد و تمام تلاش مسئولان استان بایستی این باشد که هر چه بیشتر زیر ساخت های شهری را به استانداردهای تعیین شده در این طرح نزدیک کنند تا سالمندان به معنای واقعی کلمه بتوانند در شرایطی برابر با دیگر گروه های سنی از امکانات شهری استفاده نمایند، زیرا هدف نهایی پیشنهاد دهندگان این طرح چیزی نیست جز برابری فرصت ها در بهره مندی از امکانات عمومی برای آحاد افراد اجتماع.

    بهروزی: از طرح های در دست اقدام سازمان بهزیستی در حوزه سالمندان چه خبر؟

    عضدزاده: بحمدالله با هدف حفظ و بالابردن توانایی های سالمندان و نیز پیشگیری از ناتوان شدن و وابسته شدن آنان طرح های خوبی در سازمان بهزیستی استان در دست اجرا است که به طور اختصار به برخی از آنها اشاره می کنم:

    1. پروژه تاسیس مرکز تحقیقات سالمندی اردکان

    2. نامگذاری و هدف گذاری استان یزد به عنوان استان دوستدار سالمند

    3. تشکیل جلسات شورای ساماندهی امور سالمندان استان با حضور مدیران استان

    4. بهبود استانداردهای ارائه خدمات در مراکز سالمندی استان با اولویت ارائه خدمات توانبخشی و توانمندسازی

    5. ارتقاء سطح کیفی مراکز سالمندی

    6. رشد و گسترش مراکز جامع توانبخشی روزانه سالمندی

    7. اجرای طرح توانمندسازی سالمندان در تمامی شهرهای استان

    8. ادغام طرح توانمندسازی سالمندان با طرح توانبخشی مبتنی بر جامع

    9. تشکیل تیم های سیار ویزیت در منزل سالمندان

    10.             برگزاری همایش ها و مناسبت های ویژه سالمندان در اقصی نقاط استان

    بهروزی: به نظر شما مهمترین اولویت کاری در حوزه سالمندان چیست؟

    عضدزاده: از آنجا که تا کنون در حوزه سالمندان کار زیادی صورت نگرفته، هر اقدامی در این راستا می تواند به عنوان اولویت قلمداد شود ولی واقعیت آن است که اگر کارها بر اساس برنامه ریزی و درایت انجام گیرد، ثمربخشی بیشتری در بر خواهد داشت و برنامه ریزی هم جز در سایه تحقیق و پژوهش و نیاز سنجی محقق نمی شود، پس اولین و مهمترین اولویت کاری در حوزه سالمندان بایستی مسئله تحقیق و پژوهش باشد، موضوعی که اتفاقا مهمترین دغدغه خاطر من هم به عنوان یک خدمتگزار در این حوزه می باشد و شاید کمتر به آن پرداخته می شود و درست به همین دلیل بود که پیشنهاد تاسیس مرکز تحقیقات سالمندی را در سالیان گذشته مطرح و پیگیری کردیم و امیدواریم که انشاءالله در آینده بسیار نزدیک به بار بنشیند تا همگان از ثمرات آن بهره مند شوند.

    بهروزی: و سخن آخر؟

    عضدزاده: ضمن سپاس از شما، مراتب سپاس خود را از تمامی عزیزانی که در طول این چند سال در پیمودن این مسیر ناآشنا و سنگلاخ با ما همراه و همگام بودند و به ویژه استاندار محترم و نیز عزیزان همکار در مراکز روزانه و شبانه روزی سالمندان استان و نیز موسسات مجری طرح توانمندسازی ابراز داشته و از درگاه حضرت باریتعالی برای تمامی سالمندان عزیز آرزوی سلامتی و تندرستی و طول عمر با عزت و برکت را دارم.