سالمندان، افزایش جمعیت و مسائل پیش رو

سالمندی مرحله ای از مراحل چندگانه زندگی آدمی و در حقیقت آخرین دانه از تسبیح عمر آدمی است که اندیشمندان از آن به عنوان دوران آسایش و آرامش یاد می کنند، دورانی که آدمی پس از گذر از مراحل سخت و تحمل رنج فراوان، خود را آماده می کند تا حاصل دست رنج خویش را در بوستان زندگی برداشت کند، ولی آیا در جوامعی مانند جامعه ایرانی، می توان از این دوران به عنوان دوران آرامش یاد نمود؟ و آیا تمهیدات لازم برای گذران هرچه بهتر این دوران اندیشیده شده است؟
برای پاسخ به این پرسش ها بایستی به این نکته اساسی توجه داشت که هرچند سالمندی به معنای بیماری نبوده و لاجرم فرد سالمند، بیمار نیست ولی حقیقت آن است که شیوع و بار بیماری ها در سالمندان بیشتر از بقیه گروه های سنی است، چنان که در تایید این مدعا می توان به فراوانی بالای بیماری هایی نظیر فشار خون ، بیماریهای قلبی ، سکته ، دیابت ، سرطان ، بیماری های تنفسی ، بی اختیاری ادرار ، کاهش قدرت بینایی و شنوایی ، ضعف ها و دردهای استخوانی- عضلانی و اختلالات روانی در سالمندان اشاره نمود و در نتیجه، توجه جدی و ویژه سیاست گزاران، به این قشر را می طلبد.
بنابر این آنچه به عنوان روند رو به تزاید جمعیت سالمندان بیان می شود به خودی خود اهمیت چندانی ندارد ، بلکه آنچه مهم است تبعات و پیامدهایی است که این افزایش ، بر ابعاد مختلف اجتماعی ، اقتصادی و بویژه بهداشتی و درمانی می گذارد.
سالخوردگی جمعیت به چه معنا است؟
بر اساس تعریف سازمان جهانی بهداشت، کشورهایی از نظر جمعیتی سالخورده تلقی می شوند که نسبت سالمندان در آن کشورها مساوییا بیشتر از 7 درصد کل جمعیت آنها باشد.
نگاهی به روند افزایش جمعیت سالمندان در ایران و جهان :
با افزایش شاخص امید به زندگی، جمعیت سالمندان در ایران و جهان رو به افزایش بوده و به عنوان یک فاکتور مهم و تاثیرگذار بر نظام اجتماعی و اقتصادی جوامع مطرح می باشد.
مروری بر آمار سالمندان در ایران و جهان گویای این حقیقت است که رشد جمعیت سالمندان در جهان به گونه ای است که در سالیان آتی بویژه کشورهای در حال توسعه با معضلی به نام" انفجار جمعیت سالمندان" روبرو خواهند شد، به طوری که اگر در سال 1950 در کل جهان 200 میلیون سالمند زندگی می کردند ولی امروزه بیش از 600 میلیون نفر از جمعیت جهان را افراد بالای شصت سال تشکیل می دهند و بر اساس پیش بینی ها این رقم تا سال 2020 به یک میلیارد نفر و تا سال 2050 به بالای 970/1میلیارد نفر خواهد رسید و پیش بینی می شود که در این سال برای اولین بار در طول تاریخ بشر تعداد افراد بالای 60 سال با تعداد کودکان برابری خواهد داشت.
همسو و همراستا با جهان، ایران نیز از این سیر تغییرات جمعیتی بی نصیب نمانده و به مدد افزایش شاخص های بهداشتی و درمانی، اقتصادی و اجتماعی هم اینک شاخص امید به زندگی در کشور به 74 سال رسیده و پیش بینی می شود که جمعیت بالای 60سال ایران در سال 2021 به بیش از 10 درصد جمعیت کل کشور و در سال 2050 به بیش از 20 درصد این جمعیت بالغ شود.
نگاهی به روند افزایش جمعیت سالمندی در ایران در سالیان اخیر نشانگر این مطلب است که در حالی که در سال 1335 ایرانیان بالای 60 سال تنها 2/3 درصد جمعیت کشور را تشکیل می دادند، در آخرین سرشماری صورت گرفته در سال 1385 به بیش از 29/7 درصد جمعیت کشوربالغ شده و پیش بینی می شود که تا سال 1400 نزدیک به 5/10 درصد از جمعیت کشور را این گروه سنی تشکیل خواهند داد.
بر اساس نتایج این سرشماری ها سن میانه جمعیت ایران در سال 1345 معادل 8/16 سال بوده و این رقم در سال 1385 به 1/24 سال افزایش یافته و بر اساس برآوردها تا سال 1400 به 2/32 سال خواهد رسید، یعنی در طی 40 سال اخیر جمعیت ایران 3/7 سال پیرتر شده و تا سال 1400جمعیت ایران 4/15 سال پیرتر خواهد شد.
همچنین بر اساس سرشماری سال 1385، نزدیک به 8.3 درصد از جمعیت استان یزد را سالمندان تشکیل می دهند، همچنین بر اساس زیج حیاتی سال 1380 ، شهرستان تفت در زمره شهرهایی است که جمعیتی معادل 13 تا 15.5 درصد آن را سالمندان تشکیل می دهند و شهرهایی چون اردکان و مهریز در زمره شهرهایی هستند که جمعیت سالمندان آن ها بین 10.5 تا بالای 13 درصد می باشد.
به تعبير دیگر نسبت سالمندان در جمعیت عمومی کشور در فاصله 50 سال 27/2 برابر شده و در سال 2050 حدود 23 درصد جمعیت کشور را سالمندان تشکیل می دهند، یعنی تعدادی نزدیک به مجموع جمعیت کنونی 5 کشور مرفه سوئد، نروژ، دانمارک، ایرلند و فنلاند ، کشورهایی که به رغم داشتن سرانه 18 تا 26 هزار دلاری در سال هنوز هم نتوانسته اند نیازهای مادی و معنوی سالمندان خود را به طور کامل تامین نمایند.
مروری بر پیامدهای اقتصادی و بهداشتی سالمندی :
بر اساس مطالعات صورت گرفته هزینه های درمانی در گروه سنی بالای 65 سال در سال1999 در آمریکا بیش از 5 برابر کل هزینه های درمانی سایر گروه ها بوده است و 5 تا 10 درصد افراد بالای 65 سال بیش از دو سوم هزینه های مراقبت های درمانی این گروه سنی را به خود اختصاص داده اند و اگرچه سالمندان تنها 12 درصد جمعیت این کشور را تشکیل می دهند ولی بیش از 36 درصد هزینه های مراقبت سلامت را صرف خود می کنند.
در ایران نیز سالمند شدن جمعیت، یکی از اساسی ترین چالش های نظام تامین اجتماعی است ، به طوری که با سالخورده شدن جمعیت ، بار مالی آن بر این نظامها افزون تر شده و بایستی برای آن تدبیری جدی اندیشیده شود، چنانکه بر طبق گزارش سلامت سالمندان در جمهوری اسلامی ایران در سال 1377، 18 تا 21 درصد سالمندان مرد و 5/17 تا 18 درصد زنان سالمند در اثر حوادث و بیماری ، طی یک سال اخیر بستری شده اند، همچنین گزارش بررسی وضعیت سالمندان کشور در سال 1381 نشان می دهد که 5/22 درصد از سالمندان از نظر انجام کارهای روزمره زندگی و امور شخصی که نیازمند استفاده از تجهیزات و لوازم است ، کاملا به دیگران وابسته هستند و 3/42 درصد آنان در انجام این امور وابسته و تنها 2/32 درصد سالمندان از این نظر مستقل بوده و نیازی به کمک دیگران ندارند، در این مطالعه 3/19 درصد از سالمندان احساس افسردگی را به صورت مزمن ابراز داشته اند در حالیکه در مطالعه دیگری در سال 1378 شیوع افسردگی بر اساس خود اظهاری حدود 4/22 درصد ذکر شده است ، در این پژوهش میزان افسردگی در سالمندان زن بیشتر از مردان سالمند و در سالمندان مقیم شهرها بیشتر از سالمندان روستاها گزارش شده است .
نیز بر اساس پژوهش انجام یافته بر روی سالمندان عضو کانون های فرهنگ سرای شهر تهران در سال 1385 در خصوص کیفیت زندگی سالمندان ، به طور کلی سالمندان مرد از کیفیت زندگی بالاتری برخوردار بوده و سطح کیفیت زندگی در افراد متاهل نسبت به کسانی که همسر خود را از دست داده اند بالاتر بوده و این شاخص با افزایش سن در سالمندان کاهش می یابد ، همچنین کیفیت زندگی با بروز بیماری اخیر، رابطه عکس داشته و کیفیت زندگی در افرادی که اخیرا دچار بیماری نبوده اند بالاتر از سایرین است، همچنین با افزایش سطح تحصیلات ، سالمندان از کیفیت زندگی بهتری برخوردار می باشند.
با عنایت به این موارد و آسیب پذیری بالای افراد سالمند در برابر بیماری های جسمی و روان شناختی، به سهولت در می یابیم که هزینه های بهداشتی ، درمانی و نگهداری سالمندان بسیار سرسام آور و برای دولتها کمرشکن خواهد بود ، چرا که بیماریهای مزمن دوران سالمندی و سندروم های پیری، منجر به درد و ناتوانی ، افت کیفیت زندگی و افزایش هزینه های مراقبت های طولانی مدت ، مراقبت های تحت حاد و مراقبت های تخصصی سلامت می شوند.
ولی با کمال تاسف، سالمندی و پدیده خاکستری شدن جمعیت در ایران ، مقوله ای است که به رغم هشدار کارشناسان ، آنچنان که باید جدی گرفته نشده و از دید دولتمردان و متولیان امور پنهان مانده است ، مسئله ای که میرود تا به عنوان یک معضل و بحران اجتماعی در سالیان آتی خود را بروز دهد، یعنی پدیده پیر شدن یا خاکستری شدن جمعیت، که از نتایج مثبت توسعه به شمار میرود و نشان دهنده بهبود شاخص های بهداشتی، درمانی، اجتماعی و اقتصادی هر جامعه ای می باشد، در صورت عدم برنامه ریزی مناسب و برخورد اصولی، عوارض و پیامدهای منفی بسیاری را در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و بویژه بهداشتی و درمانی در پی خواهد داشت، از جمله آنکه سریعتر بودن رشد جمعیت سالمندان نسبت به کل جمعیت ، از نظر اقتصادی موجب کاهش نسبی جمعیت مولد و تغییر ضریب وابستگی می شود که در صورت عدم چاره اندیشی ، می تواند مانعی در سر راه توسعه اقتصادی باشد.
و دست آخر اینکه، سالمندی جمعیت روندی است که از چند دهه پیش در کشورهای پیشرفته دنیا آغاز شده و به شکل رو به تزایدی در حال گسترش می باشد و امروزه کشورهای جهان سوم و از جمله ایران را درگیر خود ساخته است ، پدیده ای که ممالک پیشرفته و صنعتی دنیا برای آن چاره جویی کرده و به بهترین شیوه آن را مدیریت کرده اند ، به گونه ای که سالخوردگی جمعیت در این کشورها، امروزه نه تنها معضلی نیست بلکه فرصتی است در اختیار این جوامع تا از تجارب و توان بالای این قشر به بهترین شکل ممکن بهره برده و در راستای پیشبرد امور و توسعه و ترقی روزافزون از آن استفاده کنند ، یعنی دقیقا خلاف آن چیزی که در کشورهای در حال توسعه از آن انتظار می رود.
ديرزماني بود كه اندر انديشه آفرينش نشریه ای بودم از براي آگاهي مردمان از آنچه بر پیران اين سرزمين ميرود و اين مهم دست نداد تا اينكه به لطف مهربان آفريدگار جهانيان اندر آستانه فرخنده روز جهاني سالمند(برابر با يكم اكتبر2009 و نهمين روز از ماه مهرگان1388)توفيق رفيق راهم شد تا به ياد دو نازنين پيري كه همه هست و نيستم از آنان است و اينك سالياني است كه از فيض حضورشان و از گرماي پر مهر دستان ملكوتي شان محرومم - نازنين پدر و مهربان عمه ام- و مادر خوبم -كه عمرش دراز باد- اين وبلاگ را پيشكش نمايم به تمامي فرزانه پيران اين ملك آريايي و همه آنان كه اندر انديشه اين عزيزان اند و اندر پي فرصتي تا حرمت شان پاس دارند و اندر خدمت شان بكوشند.